2 ماه و 5روزگی
سلام سلااااام نی نی مامان و بابا fafa..... الهی قربونت بره مامانی... آخ که این انتظار چه قد سخته جوجوکه مامان..... امروز رفته بودم خونه دایی فرهادو کلی با رادوین بازی کردیم خاله پری همش میگف آخ کی میشه خشی(بهت میگه خشایار) دنیا بیاد من مثه رادوین بچلونمش وبخوابونمشو..... عشقه مامان وااای که همه بیقرار اومدنتن.... شب جمعه(6/7/91) که خونه مهری جون بودیم همه عمه های بابایی که از بچه گی همه عمه فدا بودن واسه بابا fafa مخصوصا عمه مهناز کلی خوشحال شدن ..... میگفتن عمه خانم شدیم دیگه.... عمه مهنازم همش میگف کلی پیرهن حاملگی برات دیدم بیا زودتر بدوزم برات مامانی شبا خوب نمیتونه بخوابه یه جورایی بیقرارم ایشاللا ای 7 ما...
نویسنده :
فرانک
16:23


